وبلاگ موج

مقالات و روایت‌های الهام‌بخش از دنیای نیکوکاری

روایت یک میزبان از پنجشنبه‌هایی که معنا پیدا کردند
عمومی

روایت یک میزبان از پنجشنبه‌هایی که معنا پیدا کردند

روایت یک میزبان از پنجشنبه‌هایی که معنا پیدا کردند اولش فقط یک پرس غذا بود. نه تصمیم بزرگی گرفته بودم، نه نیت عجیبی داشتم. پنجشنبه بود، مثل همه‌ی پنجشنبه‌ها. همان غذایی که هر هفته برای خانواده‌ام درست می‌کردم را می‌پختم. فقط این بار، پیمانه را کمی بیشتر گرفتم. راستش را بخواهید، اول کار،آن‌قدرها هم مطمئن نبودم .با خودم فکر می‌کردم:"یه پرس اضافه، واقعاً فایده ای هم دارد؟" ولی وقتی پشتیبان بهم پیام داد و گفت "همین هم، کافیه!"، فهمیدم قرار نیست من دنیا را عوض کنم. قرار بود فقط سهم خودم را انجام بدم! موج از ما شروع می‌شود! من یکی از هزاران میزبان "موج" هستم؛ حرکتی که از دل یک تجربه‌ی ساده در جشن غدیر ۱۴۰۲ شکل گرفت، اما خیلی زود مشخص شد که قرار نیست فقط به یک مناسبت خاص محدود بماند. موج از این باور آمد که اگر مردم بتوانند در خانه‌ی خودشان، با توان خودشان و با یک کار کوچک اما مستمر نقش داشته باشند، اتفاق‌های بزرگ‌تر از این را هم می توانند رقم بزنند. ایده‌ی اولیه اما "لقمه میلیونی" بود؛ لقمه، کوچک‌ترین واحد مشارکت و "میلیونی"، به نیت آن‌که همین کارهای کوچک، وقتی جمع می‌شوند، اثرشان بزرگ می‌شود.نتیجه‌اش شگفت انگیز بود؛ صدها هزار لقمه، صدها هزار غذا، بدون ساختار پیچیده،فقط با تکیه برعشقی که در دل های مردم جوشید. پنجشنبه‌هایی که شبیه هم نیستند برای من، موج یعنی همین پنجشنبه‌ها.این‌که بدانم همان غذایی که بچه‌ام از آن می‌خورد، همان روز، سر یک سفره‌ی دیگر هم گذاشته می‌شود .نه از غذای خودم کم می‌شود، نه حس ترحم در کار است. اسمش "مهمان" است و میزبانی، نه چیز دیگر! کم‌کم فهمیدم موج، یک جور تمرین است؛ تمرین دیدن هم، تمرین مسئول بودن، تمرین کنار هم بودن. هر نفر، یک نقش در موج، همه قرار نیست شبیه هم باشند. من میزبانم؛کسی که حداقل یک پرس غذای بیشتر برای ناهار پنجشنبه‌اش آماده می‌کند. سفیران محله‌مان افردی هستند که اغلب آن ها را می‌شناسند؛ گاهی امام جماعت است، گاهی کاسب سر کوچه، گاهی یک جوان فعال که محله را خوب بلد است .او غذا را جمع می‌کند و می‌رساند؛ بی‌سر و صدا، بی‌حاشیه.آن‌طرف دیگر، مهمان است؛ خانواده‌ای آبرومند که ممکن است مدتی‌ تأمین غذای گرم برایش سخت شده باشد. چرا موج ادامه دارد؟ بارها به این موضوع فکر کرده ام که چرا موج ادامه دارد؟ جواب هم مثل خودش ساده¬ است! چون فقط یک روز در هفته است. چون از ما نمی‌خواهد کار عجیب‌وغریبی بکنیم. موج از ما نمی‌خواهد پول بدهیم و کنار بایستیم؛ از ما می‌خواهد دست‌به‌کار شویم. همین سادگی، باعث شده مذهبی و غیرمذهبی، پیر و جوان، خانواده‌های مختلف، همه بتوانند حضور خودشان را در این جمع ممکن ببینند. با حضور همین جمع های کوچک کنار هم،کم کم آدم‌ها همدیگر را می‌بینند و اعتماد و همدلی، آرام‌آرام شکل می‌گیرد. وب اپلیکیشن موج؛ نخ اتصال به تازگی تجربه جدیدی را با موج داشته¬ام. وب-اپلیکیشن موج کمک کرده است همه‌چیز دقیق و شفاف بماند؛ باعث شده، میزبان‌ها، سفیرها و مهمان‌ها راحت تر به هم وصل شوند و فرصت ها از دست نروند و شاید مهم‌تر از همه این که بدانیم تنها نیستیم و حس تعلق به جمع برایمان ملموس تر شود. آخرش چه می‌شود؟ نمی‌دانم موج قرار است تا کجا برود. فقط می‌دانم هر بار که پیمانه را بزرگ‌تر می‌گیرم، حس می‌کنم قسمتی از بخشی بزرگ‌تر هستم .قطره‌ها هویت خودشان را دارند؛ اما تنها وقتی کنار هم قرار می‌گیرند، موج ساخته می‌شود. دیگر بعد از گذشت پنجاه و یک هفته همراهی با موج باور دارم، موج هم یعنی همین: "قدرت جمع، در ساده‌ترین شکل ممکن، برای ساختن جامعه‌ای همدل‌تر و مسئول‌تر."

۶ دی ۱۴۰۴8
آینده کمک‌های مردمی
عمومی

آینده کمک‌های مردمی

از نیت‌های خوب تا تصمیم‌های هوشمند

۲۶ آذر ۱۴۰۴14
وقتی یک کارزار فقط «کمک» نیست
عمومی

وقتی یک کارزار فقط «کمک» نیست

وقتی یک کارزار فقط «کمک» نیست؛ روایت‌هایی که ادامه پیدا می‌کنند

۲۶ آذر ۱۴۰۴13
چرا «موج» متولد شد؟ وقتی کمک‌های مردمی به نظم نیاز دارند
عمومی

چرا «موج» متولد شد؟ وقتی کمک‌های مردمی به نظم نیاز دارند

هدف موج فقط «مدیریت کمک» نیست؛ بلکه ایجاد اعتماد، نظم و آرامش خاطر برای همه طرف‌هاست.

۲۶ آذر ۱۴۰۴10
وبلاگ | موج